|
نوشته شده توسط دكتر حسن شعله سعدي
|
|
18 شهريور 1386,ساعت 10:29:17 |
|
از دامن شب ستاره مي رويد
پژمرده كه شد دوباره مي رويد
از دولت عشق در زمستان هم
هر دانه ز سنگ خاره مي رويد
نوميد نشو ز تيرگي هرگز
در راه تو ماهپاره مي رويد
سرداست اگر زمانه عيبي نيست
از سينه ما شراره مي رويد
ترديد مكن كه زندگي زيباست
وقتي كه سحر ستاره مي رويد
افسوس كه شعله رو به خاموشي است
اما دل او دوباره مي رويد |